على بن حسين واعظ كاشفى

446

رشحات عين الحيات ( فارسي )

قصد وى كرد آن ديگرى پيش آمد و همين درخواست نمود ، سياف متحير « 1 » فروماند و گفت شما عجب كسانيد كه بقتل خود چنين مشتاقيد كه بر يكديگر مبادرت و مسابقت مىنمائيد ، گفتند ما اهل ايثاريم و بمقامى رسيده‌ايم كه در هر نفسى كسب كمالات سابقه مىكنيم ، پس هريك حيات خود را ايثار آن ديگرى مىنمائيم تا بدين مقدار فرصت ياران ديگر نفسى چند برآرند و كسب كمالات كنند ، اين سخن به خليفه رسيد و متنبه « 2 » شد و تحقيق حال ايشان فرمود « 3 » و بعد از اطلاع بر كمالات ايشان گفت اگر اين طايفه زنديقند پس در عالم صديق نيست ، آنگاه ايشان را عذرخواهى كرده باعزاز تمام باز گردانيد حضرت ايشان مىفرمودند كه اين را تمثيلى « 4 » است و آن آنست كه شخصى صد دينار « 5 » سرمايه دارد و به آن تجارت مىكند ، مدتى سعى كرد تا صد هزار « 6 » دينار شد ، درين زمان آنچه حاصل او است ازين مايه ، صد هزار دينار سود تجارت هرآينه بيشتر است از آنچه حاصل او بوده در زمان بيشتر از صد دينار ، پس اگر وى درين زمان از كسب تجارت بازايستد « 7 » ما فات او زياده خواهد بود از ما نال . رشحه : مىفرمودند « 8 » آنچه اكابر گفته‌اند كه : من غمض « 9 » عينه عن الله طرفة عين لم يهتد طول عمره ، معنى وى آنست كه ديگر « 10 » بتدارك زمان فوت شده مهتد نتواند شد . رشحه : در معنى اين سخن كه بعضى عرفا گفته‌اند كه ارباب الاحوال يتبرون « 11 » عن الاحوال مىفرمودند كه استغراق و استهلاك نيز موجب ترقى نيست زيرا كه به تحقيق پيوسته است و معلوم شده كه ترقى باز بسته بدوام عمل است و زمان استغراق

--> ( 1 ) - بر : متحير شد و ( 2 ) - بر : متنبه گشته و ( 3 ) - بر : فرموده و بعد ( 4 ) - مج : كه اين تمثلى است ( 5 ) - بر : صد دينار زر سرمايه ( 6 ) - مى : صد دينار شد ( 7 ) - چپ : باز رفته ( 8 ) - مى : مىفرمودند كه : مج . ( آنچه ) ندارد ( 9 ) - مج : مى : من عمض عينيه عن الله طرفه عين لم تهتد طول عمره ( 10 ) - مج : ( ديگر بتدارك زمان فوت شده مهتد نمىتواند شد ، رشحه ، در معنى اين سخن كه ) افتاده است ( 11 ) - چپ : يتبروون .